
بازاریابی احساسی به این اشاره دارد که یک مرحله بالاتر بروید و با احساسات بازار هدف خود ارتباط برقرار کنید تا آنها را برای انتخاب برند خود متقاعد کنید. این استراتژی بازاریابی از احساسات عمومی استفاده می کند که می تواند افراد را به سمت سوگیری نسبت به شرکت شما سوق دهد و ارتباطی ایجاد کند که نسبت به سایر ابزارهای بازاریابی به وفاداری به برند امیدوارکننده تری دست یابد.
میلیونها برند در حال حاضر از این روش بازاریابی برای به دست آوردن پتانسیل و قلب بازار هدف خود با جانبداری از برند خود استفاده میکنند و اکنون به عنوان یک تاکتیک بازاریابی و فروش ضروری در نظر گرفته میشود.
با موفقیت زیر در برندهایی که از طریق استراتژیهای بازاریابی مختلف بر روی تعامل عاطفی سرمایهگذاری کردند ، شاید گامی مناسب برای کسبوکار شما باشد تا قفل افزایش فروش و شناخت برند را افزایش دهید .
بیایید عمیق تر به این موضوع بپردازیم که بازاریابی احساسی چیست و چگونه می تواند به کسب و کار شما در ارتباط با مخاطبان هدف شما کمک کند.
بازاریابی احساسی چیست؟
بازاریابی عاطفی یک استراتژی بازاریابی است که در آن برندها از احساسات انسانی به عنوان ارتباطی برای متقاعد کردن مشتریان برای انتخاب برند خود استفاده می کنند. این احساسات بیشتر به شادی، غم یا خشم اشاره دارد، زیرا اینها دیدگاههای کلی هستند که میلیونها نفر میتوانند درباره یک موضوع مرتبط به اشتراک بگذارند.
به طور مثال همه ما تصور میکنیم خانم ها خرید خود را از روی احساس انجام میدهند و آقایان بر اساس نیاز، یا فروشندگان لباس میگویند فروختن کالا به خانم ها سخت تر است چون باید تمامی احساسات آنها را درگیر کنند و بعد از آن مقوله خرید را انجام دهند حال برای این مقوله و عوامل بازاریابی احساسی و یا خرید احساسی به موارد ونکات زیر توجه کنید.
بسیاری از شرکت ها حتی به امور جاری یا روندهای مرتبط که در سطح جهانی محبوب هستند پاسخ می دهند تا طرفی را با مشتریان انتخاب کنند. به عنوان مثال، اگر حرکاتی برای محدود کردن استفاده از پلاستیک در محصولات وجود داشته باشد، یک برند ممکن است هزینه های خود را برای به حداقل رساندن استفاده از پلاستیک افزایش دهد و آن را به عنوان بازاریابی احساسی برای ارتباط با مشتریان و نشان دادن حمایت آنها از جنبش بین المللی مربوطه به نمایش بگذارد.
هنگامی که از احساسات به عنوان پل ارتباطی بین برند و مشتریان استفاده می شود، موفقیت بازاریابی نشان می دهد که سطح ارتباط عمیق تر از سایر اشکال بازاریابی است . این بدان معناست که فاکتور وفاداری به برند بیشتر دوام میآورد و پاسخ به خرید بیشتر برند بیشتر از سایر تاکتیکهای بازاریابی است.

چگونه بازاریابی احساسی می تواند به کسب و کار شما کمک کند
این روش بازاریابی، اگر به روش صحیح انجام شود، می تواند نتایج جذاب و سودآوری را برای شرکت ها به همراه داشته باشد. به همین دلیل است که بسیاری از برندهای بزرگ مانند کوکاکولا یا اپل از بازاریابی احساسی به طور منظم استفاده می کنند.
در اینجا برخی از دلایلی وجود دارد که چرا بازاریابی احساسی برای کسب و کارها مفید است. اگر کسبوکار شما از همان مدل پیروی میکند یا پایگاه مشتری مشابهی دارد، به احتمال زیاد بازاریابی احساسی ممکن است برای شما نیز مفید باشد.
1. برانگیختن حافظه و نوستالژی
احساس خاطره یا دلتنگی، اگر به درستی تحریک شود، می تواند شادترین لحظات را برای مردم ایجاد کند. از آنجایی که حافظه افراد به طور ناخودآگاه نقش مهمی در زندگی روزمره آنها دارد، بسیاری از برندها کمپین های تبلیغاتی را اجرا می کنند که از جنبه هایی برای تحریک حافظه یا نوستالژی استفاده می کنند.
این کار برای برندهایی انجام میشود که پایگاه مشتریان نسبتاً قدیمیتری دارند و ایجاد خاطرات شاد در آنها میتواند باعث شود مردم با نام تجاری احساس راحتی کنند و ممکن است آنها را برای خرید بیشتر آن تحت تأثیر قرار دهد.
یک مثال خوب می تواند زمانی باشد که پپسی یک نوشیدنی متوقف شده از دهه 90، “کریستال پپسی” را به عنوان بخشی از یک دوره محدود در سال 2016 بازگرداند.
2. خرید فوری و کمک به مشتری در تصمیم گیری
- تاثیرگذارترین روش بازاریابی به جز تبلیغات، بسته بندی احساسی است.
- اکثر برندها یک رقیب فعال دارند که با آنها مبارزه می کنند. مانند پپسی برای کولا، سامسونگ برای اپل و سونی برای مایکروسافت.
- اگر یک محصول خردهفروشی ارائه میدهید، یک راه خوب برای متقاعد کردن مشتریان به انتخاب برند شما از قفسه به جای نشستن رقیب در کنار آن، افزودن احساسات در خود بستهبندی است.
- وقتی قیمت و کیفیت یکسان است، مشتری صرفاً بر اساس تأثیر بصری که یک برند بیان می کند تصمیم می گیرد.
در اینجا میتوانید از رنگهای احساسی یا طرحهای نوستالژیک استفاده کنید که میتواند نظر مشتریان را بهتر جلب کند و آنها را به حرف دلشان گوش دهد.

3. حرکت دادن مردم و الهام بخشیدن به یک فراخوان برای اقدام
اگر برند تصمیم بگیرد که از نظر عمومی در مورد یک موضوع جهانی طرف شود و مردم را متقاعد کند، حتی اگر آنها به طور خاص بازار هدف آنها نباشند، با استفاده از یک کمپین تبلیغاتی احساسی یا بسته بندی، از هدف خود حمایت کنند، برند می تواند از بازاریابی اضافی که توسط آن انجام می شود لذت ببرد. خود مشتریان از طریق اشتراک گذاری رسانه های اجتماعی، نظرات و تبلیغات.
بهترین مثال برای این کار کمپین #LikeAGirl Always است.
این امر باعث شد که میلیونها نفر از آن حمایت کنند و برای نشان دادن نظرات خود، مردم با این برند کنار بیایند و صدایی علیه ستم جنسیتی، جنسیتگرایی و زنستیزی بلند کنند.
در نتیجه، نه تنها Always از رشد قابل توجهی در فروش برخوردار بود، بلکه حتی افرادی که کاملاً در بازار هدف خود (جنس مرد) نیستند نیز در کنار این برند قرار گرفتند و باعث رشد و گسترش سهم بازار شدند.
افکار نهایی
همه اینها گواه این است که بازاریابی احساسی نقش مهمی در به دست آوردن قلب مشتریان شما و رقابت با رقبای شما دارد. طبق یک مطالعه نیلسن، کمپین های تبلیغاتی بازاریابی احساسی نسبت به سایر تبلیغات 23 درصد افزایش فروش را دنبال می کنند.
بزرگترین برندهای جهان مانند نایک، آدیداس، کوکاکولا، گوگل، WWF و بسیاری دیگر از احساسات به عنوان تاکتیک اصلی بازاریابی خود استفاده می کنند.
این نشان میدهد که اگر به درستی انجام شود، برند شما میتواند در صورت سرمایهگذاری مناسب در این روش بازاریابی، جایگاه برتر را با این برندها به اشتراک بگذارد.


